حكيم ابوالقاسم فردوسى
516
شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)
پس اندر ز ايران دلاور سران * بيايند با گرزهاى گران يكى را ز ما زنده اندر جهان * نبيند كس از مهتران و كهان برون كرد بايد ز دلها نهيب * گزيدن مرين غمگنان را شكيب چنين داستان زد شه موبدان * كه پيروز يزدان بود جاودان جهان سر بسر با فراز و نشيب * چنينست تا رفتن اندر نهيب كنون از بر و بوم و فرزند خويش * كه انديشد از جان و پيوند خويش همان لشكرست اين كه از جنگ ما * بپيچيد و بس كرد آهنگ ما بدين رزمگه بست بايد ميان * بكينه شدن پيش ايرانيان چنين كرد گودرز پيمان كه من * سران برگزينم ازين انجمن يكايك به روى اندر آريم روى * دو لشكر بر آسايد از گفت و گوى گر ايدونك پيمان بجاى آوريد * سران را ز لشكر بپاى آوريد و گر همگروه اندر آيد بجنگ * نبايد كشيدن ز پيكار چنگ اگر سر همه سوى خنجر بريم * به روزى بزاديم و روزى مريم و گرنه سرانشان برآرم بدار * دو رويه بود گردش روزگار اگر سر بپيچد كس از گفت من * بفرمايمش سر بريدن ز تن گرفتند گردان بپاسخ شتاب * كه اى پهلوان رد افراسياب تو از ديرگه باز با گنج خويش * گزيدستى از بهر ما رنج خويش ميان بسته بر پيش ما چون رهى * پسر با برادر بكشتن دهى چرا سر بپيچيم ما خود كييم * چنين بندهء شه ز بهر چييم بگفتند و ز پيش برخاستند * بپيكار يك سر بياراستند همه شب همى ساختند اين سخن * كه افگند سالار بيدار بن بشبگير آواى شيپور و ناى * ز پرده برآمد بهر دو سراى نشستند بر زين سپيده دمان * همه نامداران ببازو كمان كه از نعل اسبان تو گفتى زمين * بپوشد همى چادر آهنين سپهبد بلهاك و فرشيدورد * چنين گفت كاى نامداران مرد شما را نگهبان توران سپاه * همى بود بايد بدين رزمگاه يكى ديدهبان بر سر كوهسار * نگهبان روز و ستاره شمار گر ايدونك ما را ز گردان سپهر * بد آيد ببرّد ز ما پاك مهر شما جنگ را كس متازيد زود * بتوران شتابيد بر سان دود كزين تخمهء ويسگان كس نماند * همه كشته شد جز شما بس نماند گرفتند مر يكدگر را كنار * به درد جگر برگرستند زار برفتند و بس روى برگاشتند * غريويدن و بانگ برداشتند پر از كينه سالار توران سپاه * خروشان بيامد بآوردگاه [ نامزد كردن گودرز و پيران پهلوانان را براى جنگ ] چو گودرز كشوادگان را بديد * سخن گفت بسيار و پاسخ شنيد به دو گفت كاى پر خرد پهلوان * برنج اندرون چند پيچى روان روان سياوش را زان چه سود * كه از شهر توران برآرى تو دود بدان گيتى او جاى نيكان گزيد * نگيرى تو آرام كو آرميد